خرید بک لینک

درباره سایت

251

آخرین مطالب

امکانات وب

21سالگیت مبارک پسرم

چقدربزرگ شدی:)

13#/فروردین

برچسب: نویسنده: نیما باقریان تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 0:27

قیافم سرصبح-_o

تلاش برای بیدارموندنD:

14#/فروردین

برچسب: نویسنده: نیما باقریان تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 0:27

یکی بیادکناردستی منوقانع کنه که من سرکلاس به درس گوش نمیدم

هی اون وسط ازمن سوال نکنه چی گفتن؟

چرتموبهم میزنه!

#مرسی اه

برچسب: نویسنده: نیما باقریان تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 0:27

اصن تنهاامیدوانگیزه من برای مدرسه رفتن زنگ تاریخ ودبیرمه:*

#دبیرطنازمن:)

برچسب: نویسنده: نیما باقریان تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 0:27

بایدخصلتای بچه های کلاسمونومی نوشتیم

الطاف دوستان همیشه شامل حال من بوده:

مغروه وازخودراضی گاهی حسادتش گل میکنه

بدنگاه میکنه(ازروی تمسخرمنظورشه!)

خیلی جدیه وکم پیش میادکه بخنده

عصبانی بشه دیگه هیچی

چشماش پره فوشه

به آدم نمیگیره

مرموزه ولجباز

خودشیفته

ساکت

خنثی

سرد

#:)

+ پاندای سادیسمی

برچسب: نویسنده: نیما باقریان تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 0:27

چه همه بوی شکلات کاکائویی میدم!

#~ ~

برچسب: نویسنده: نیما باقریان تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 0:27

هی بهش میگفتم عکسموپاک کن

فک کردحواسم نیست اسکرین شات گرفت

میخواست اصلیه روپاک کنه منوگول بزنه

غافل ازاینکه من حواسم بودD:

#چشمای عقاب!

+ پاندای سادیسمی

برچسب: نویسنده: نیما باقریان تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 0:27

وقتی فکرمی کنی نه این دیگه آخربدشانسیه

یه اتفاقی میفته که می فهمی بدترازاینم می شه

نتم قطع شد

استقلال که اون طوری باخت

کامپیوترم داغون شدبرقی کارمیکنه

الانم مانیتورم بوسوختنی میده ازبس سیماش داغ شد

#کماکان به چپم

+ پاندای سادیسمی

برچسب: نویسنده: نیما باقریان تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 0:27

ماه رمضون پارسال خیلی خوب بود

ازسه تاهفت صبح اینترنت رایگان بود

ومنم ازاین قاعده مفت باشه کوفت باشه مستثنی نبودم:)

یادش بخیرچقدوبلاگ خوب پیداکردم

سوسک عابی چقدخوب بودکه البته دیگه نیست

ماه پیشونی حتی

ساعت هفتم وقتی می رفتم بخوابم

اول کلی باصدای گنجشکاحال می کردم بعدمی خوابیدم

امسال خوش نمی گذره

#:|

+ پاندای سادیسمی

برچسب: نویسنده: نیما باقریان تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 0:27

آقامارفتیم عروسی منم دیگه موهام ازاون حالت پسرونگیش بیرون اومده میخوره پشت گردنم یه گیره موکوچولوزده بودم تهش که نخوره به گردنم چون اعصابم خوردمیشه که مامان ودخترعموم به زوردرش آوردن می گفتن زشته! همه ریخته بودن وسط.رقص نورم گذاشته بودن. دخترعمومم منوبه زوربلندکردبردم وسط حالادوتامون مثل کصخلایه گوش

برچسب: نویسنده: نیما باقریان تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 0:27

صفحه بندی